اصفهان-فاطمه شفیعی علویجه
به گزارش پایگاه خبری فتوح نیوز،در سالهای اخیر، مفهوم مشارکت اجتماعی از یک شعار خوب به یک ضرورت اجتنابناپذیر تبدیل شده است. جوامعی که شهروندانشان در سرنوشت خود سهیم نیستند، نه تنها پیشرفت کندتری دارند، بلکه در برابر بحرانها – از کرونا گرفته تا خشکسالی و نابرابریهای شهری – آسیبپذیرتر ظاهر میشوند. سوال کلیدی اما این است: نقش رسانهها در این میان چیست؟ آیا رسانه صرفاً ویترینی از مشکلات است یا میتواند موتور محرکهای برای حل آن مشکلات باشد؟
پاسخ صریح این است: رسانهای که تنها به «خبر دادن» بسنده کند، نیمی از کارکرد خود را زمین گذاشته است. کارکرد اصیل رسانه در عصر کنونی، «تسهیلگری مشارکت» است. اما این تسهیلگری چگونه ممکن میشود؟
گام اول: تبدیل انبوه جمعیت به «جمع»
رسانهها قدرت منحصربهفردی در روایتسازی دارند. یک مشکل پراکنده در نقاط مختلف شهر – مثل جمعآوری غیراصولی پسماند یا ترافیک یک محله – وقتی در رسانه بازتاب مییابد، از حالت «شکایت فردی» خارج و به «مسئله جمعی» تبدیل میشود. اینجاست که افراد پراکنده، خود را بخشی از یک «ما» میبینند. اولین شرط مشارکت، همین حس تعلق و همدلی است.
گام دوم: از آگاهی تا مسیر عملی
پژوهشهای ارتباطاتی دهه اخیر نشان داده که صرف آگاهیبخشی – مثلاً منتشر کردن آمار آلودگی هوا – به ندرت منجر به تغییر رفتار میشود. مردم باید علاوه بر «چرایی»، «چگونگی» مشارکت را هم بدانند. رسانهای که بعد از گزارش یک بحران، گامهای مشخص و عملی برای همافزایی شهروندان پیشنهاد نمیدهد، در واقع تماشاگر بحران باقی میماند. موفقترین نمونهها در مشارکت اجتماعی، رسانههایی هستند که «سامانهٔ پیگیری», «مسیر گزارشدهی» و «کانال هماهنگی» را در اختیار مخاطب میگذارند؛ چه از طریق اپلیکیشن، چه شبکههای اجتماعی و چه خط تلفن ساده اما پاسخگو.
گام سوم: هوشمندی در شنیدن، نه فقط گفتن
بخشی از مشارکت اجتماعی که معمولاً نادیده گرفته میشود، جهت معکوس آن است: رسانه باید شنوندهٔ خوبی هم باشد. انبوه دادههای خام موجود در نظرات مخاطبان، کامنتها، گزارشهای مردمی و حتی الگوهای تماشا و اشتراکگذاری، گنجینهای از اولویتهای واقعی جامعه است. رسانههایی که از ابزارهای تحلیل داده – از تحلیل سادهٔ متن گرفته تا الگوریتمهای دستهبندی الگوها – استفاده میکنند، میتوانند «صدای خاموش» بسیاری از شهروندان را که فرصت یا توان حضور در جلسات رسمی را ندارند، به گوش تصمیمسازان برسانند. این یعنی مشارکت اجتماعی بدون حضور فیزیکی نیز ممکن است.
اما یک هشدار جدی: رسانه ابزار است، نه هدف
در مسیر استفاده از هر ابزار هوشمندی برای تحلیل دادهها یا شخصیسازی پیامها، نباید فراموش کرد که مشارکت اجتماعی ریشه در «اعتماد» دارد. اگر شهروندان احساس کنند رسانه در حال دستکاریِ روایت، حذف صداهای مخالف یا اولویت دادن به منافع پنهان است، مشارکت نه تنها شکل نمیگیرد که جای خود را به بدبینی و انفعال میدهد. پس اولین وظیفهٔ رسانه در قبال مشارکت اجتماعی، صداقت در روایت و شفافیت در روش است.
رسانهٔ آینده، رسانهٔ مشارکتساز است
تجربهٔ جهانی نشان داده که روزنامهها و شبکههایی که خود را «پلتفرم گفتگوی جمعی» تعریف میکنند – نه صرفاً ناشر خبر – مخاطبان پایدارتر و تأثیر اجتماعی عمیقتری داشتهاند. از کمپینهای نظافت محله که از دل یک برنامه رادیویی شروع شد تا پویشهای ملی جمعآوری کمک برای سیلزدگان که یک کانال تلویزیونی آن را مدیریت کرد؛ همگی یک پیام مشترک دارند: رسانه موفق، رسانه عامل است، نه ناظر.
در ایران نیز نمونههای امیدوارکنندهای از رسانههایی دیده میشود که با راهاندازی «سامانه نظرات مردمی برای طرحهای شهری» یا «مستندسازی تجارب موفق محلهای»، بستری برای همافزایی ایجاد کردهاند. اما این مسیر تازه شروع شده است.
نقش رسانه در مشارکت اجتماعی، نقش یک کاتالیزور است؛ یعنی بدون رسانه، واکنش اجتماعی ممکن اما کند، پراکنده و زودخاموش خواهد بود و با حضور رسانهای هوشمند، صادق و تسهیلگر، همان انرژی پراکنده به حرکتی هماهنگ و پایدار تبدیل میشود. روزی که رسانهها از قالب «خبررسان» بیرون بیایند و خود را «تسهیلگر مشارکت» بدانند، آن روز مشارکت اجتماعی از یک شعار خوب به یک فرهنگ عمومی تبدیل خواهد شد. و این، بزرگترین تحول ارتباطاتیِ این دهه خواهد بود.
فاطمه شفیعی علویجه
ارشد روزنامه نگاری
مسئول ارتباطات معاونت فرهنگی اجتماعی شهرداری اصفهان